یلدا

دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که می دانی

 

 

 

صدای غربت تن را از احساسم تو می خوانی

 

شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین

 

 

 

ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی

 

میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم

 

 

 

چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته می رانی؟

 

تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند

 

 

 

به خون آغشته ای ای دل،عجب امشب پریشانی!

 

همواره قلب بیمارم به یاد تو شود روشن

 

 

 

چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی

 

http://3sot.tk/wp-content/uploads/2010/12/I-Miss-You.jpg


نوشته شده در چهارشنبه 90/3/18ساعت 1:27 عصر توسط نسیم بانو نظرات ( ) | |


آخرین مطالب
» خیر و شر
دریا و ساحل
بهار ،نام ایمان تازه ی زمین
تنهایی درون
خدا کجاست؟
شیطان (عرفان نظر آهاری)
ذکر و ذاکر
دو کاج
[عناوین آرشیوشده]

Design By : RoozGozar.com